منبع این مطلب:http://khorshidealeyasin.blogfa.com/post-90.aspx
تهیه کننده: أحمد حسین خلیل حسن
دانشکده تحقیقات اسلامی – دانشگاه الأزهر
برگردان: اسحاق رسولی درمیان- معلم- استان خراسان جنوبی
الله تعالى می فرماید:سَنُرِیْهِمْ آیَاْتِنَاْ فِیْ الآفَاْقِ وَفِیْ أَنفُسِهِمْ حَتَّىْ یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ اَلْحَقُّ [1]

"به زودی نشانه هایمان، که در آفاق و درون خوشان است، را به آن ها نشان خواهیم داد تا برای آن ها روشن شود که (الله و نشانه های او) حقیقت است."
مقدمــــــه:
حمد از آن الله متعال است که با قلم حکمت خویش آدمی را آموخت، آن چه را که آدمی نمی دانست به او آموخت، و سلام و درود بر سرور آموزگاران و آخرین پیام آور رحمت، به بشر آموخت در حالی که خود او بی سواد بود، جاهلان را از تاریکی جهل بیرون و به نور علم هدایت نمود، این چنین شد که مایه رحمت و بخشودگی مؤمنان گردید.
الله متعال او را برانگیخت و با کتاب شریفش فرستاد تا در بین مردم با حقیقت و عدالت قانون گذاری کند و حکم نماید، این چنین شد که قوانین و احکام او وحیی شد از طرف الله قادر و متعال، قوانین و سنت هایی پاک و محترم که در آن ها نه زیاده روی شده و نه کم روی. و در همان قرآن شریف به ما امر نموده که با یقین کامل به او ایمان آوریم و به رسالت او و تمام آن چیزهایی که از طرف الله حکیم و علیم برای ما آورده است، معترف شویم؛ الله تعالى در مورد سنت خالص و عاری از آلودگی حضرت می فرماید:
وَمَاْ یَنطِقُ عَنِ الْهَوَىْ إِنْ هُوَ ِإلَّا وَحْیُُ یُوْحَىْ [2]
"محمد صلى الله علیه وسلم از روی هوا و هوس سخن نمی گوید، و چیزی جز وحیی که بر او می شود نمی گوید."
و خود حضرت می فرماید: ألا إنی أوتیت الكتاب ومثله معه[3]
همان طور که قرآن، آیات و معانی و احكامش معجزه است، سنت نبوی نیز معجزاتی فراوان داردکه هر کس که آن سنت ها را ترک کند بسیار به گمراهی می افتد.
پس اگر از پیروی کردن از او سر باز زنیم و از طریقت و روش او روی بگردانیم، پس وای برما، چرا که با این کار بر خود بسیار ظلم کرده و هلاک کرده ایم.
با این نطق منظور قرآن کریم به روشنی تمام و کمال بیان می گردد. الله تعالى می فرماید:
فَآمِنُوْا بِالَّلهِ وَرَسُوْلِهِ وَالْنُّوْرِ الذی أَنزَلْنَاْ وَالَّلهُ بِمَاْ تَعْمَلُوْنَ بَصِیْرُُ [4]
"پس به الله و فرستاده اش و نوری (قرآن و احکام دین) که نازل کردیم ایمان آورید، و الله متعال بر آن چه که انجام می دهید بیناست."
و رسولش صلى الله علیه وسلم فرمود: تركت فیكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا بعدى أبدا كتاب الله وسنتی [5]
در این تحقیق به این مسئله خواهم پرداخت که چگونه سنت نبوی – به اعتباراین که قانون الهی است– پایدار و باقی می ماند، تا زمانی که الله زمین را به اهل ایمان به ارث برساند؟ و این که هر آن چه که با سنت نبوی مخالفت کند قطعاً به خطا و نابودی می رود.
علم جدید، جز در زمانی نه چندان دور به اطلاعاتی که سنت در اختیار ما گذاشته است، نرسیده بود، و نیز اطلاعاتی در سنت وجود دارد که علم روز هنوز به آن ها دست نیافته است. پس نبی اکرم صلى الله علیه وسلم این اعمال را چشم بسته و تصادفی انجام نداده است و تمام زندگی وی قانونی برای امت است، بعد از این که میراثی غنی و ارزشمند برای ما باقی گذاشت، که به داشتن و حفظ آن افتخار می کنیم و تاریخ بزرگی که به بزرگی و عزت امتش شهادت می دهد، قرآن كریم قانون أمت و ریسمان محکم الهی است که اخبار و شگفتی های آن به پایان نمی رسد. اما ما در این تحقیق به حدیثی از سنت رسول الله صل الله علیه و سلم خواهیم پرداخت.
مسواك بین سنت و طب:
در اینجا به یکی از جوانب اعجاز علمی در سنت خواهم پرداخت، و این جنبه سنت مسواک زدن است.
رسول الله- صلى الله علیه وسلم می فرماید- السواك مطهرة للفم مرضاة للرب [6]
(مسواک زدن، دهان را پاک و پروردگار را راضی می نماید.)
اگر به اصل کلمه ( ط . هـ . ر ) نگاهی بکنیم، می فهمیم که به معنی "پاک کردن" است و دانشمندان علم لغت این کلمه را به معنای پاکی و نظافت از تمام آلودگی های جسمی و معنوی می دانند[7]. درقرآن کریم نیز با همین دو معنا به کار رفته است.
الله تعالى در اشاره به وجوب پاک شدن از آلودگی های جسمی می فرماید:
وَثِیَاْبَكَ فَطَهِّر [8](و لباست را پاک بگردان)
و این گونه مؤمنان را تمجید و احترام می کند:
فِیْهِ رِجَاْلٌ یُحِبُّوْنَ أَن یَتَطَهَّرُوْا وَالَّلهُ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِیْن [9]
"در آن مردانی هستند که دوست دارند که پاک گردند و الله پاکان را دوست می دارد."
تطهیر یک چیز، در لغت عربی به معنای برطرف کردن ناپاکی و آلودگی، چه بزرگ باشد و چه کوچک، است. اگر در زبان عربی جستجو کنیم اصطلاحی، با مفهوم برطرف کردن ریزترین چیزها، بلیغ تر از این اصطلاح نخواهیم یافت.[10]
نووی می گوید: سواك از لحاظ لغوی به انجام دادن کاری اطلاق می شود و آن کار مسواک زدن است و آلتی را که با آن مسواک زده می شود "مسواك " گویند.[11]
بیش از یکصد حدیث در خصوص مسواک در کتب حدیث آمده است که متأسفانه ما از آن ها اطلاع نداریم.
صنعانی، صاحب کتاب سبل السلام، می گوید "در مورد سنت تعجب می کنم که در باره آن احادیث بسیاری آمده است در حالی که بسیاری از مردم و فقهاء آن احادیث را رها و فراموش کرده اند، و این کار زیان و خسران عظیمی است."[12]
برای مطالعه ی این مقاله ی بسیار زیبا به ادامه ی مطلب بروید.
ادامه مطلب
یكی از این عادات ناپسند كه از دیر باز و قبل از حضور اسلام در شبه جزیره عربستان رایج بود شرابخواری و مصرف الكل است. هر چند جوامع به اصطلاح متمدن، امروز نیز در این بلای جسم و جان سوز غوطه ور هستند و هر ساله آمارهای تكان دهنده ای از آثار تخریبی آن در میان جوامع به گوش می رسد، لیكن اسلام با توصیه های اعجازگونه خود در زمانی كه حتی شراب را با نفع و فایده می دیدند پیروان خویش را از آن نهی كرد و فرمود: «یا ایها الذین ءامنوا لاتقربوا الصلوه و انتم سكری حتی تعلموا ما تقولون؛ ای اهل ایمان در حال مستی به نماز نزدیك نشوید تا بدانید چه می گویید.»(نساء/43)
و در آیه ای دیگر، شراب را پلید و از عمل شیطان دانسته و می فرماید:
«یا ایها الذین ءامنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون ...؛ ای اهل ایمان، شراب و قمار و بت پرستی و تیرهای گروبندی، پلید و از عمل شیطان اند پس، از آن ها دوری كنید تا رستگار شوید...» (مائده/ 90) همگام با این آیات، روایات معصومین نیز بر شدت زشتی آن اشاره داشته و آن را «ام الخباثت» (1) (ریشه و مادر زشتی ها) دانسته و دائم الخمر را همردیف بت پرست (2) معرفی می كنند. در روایتی دیگر نوشنده و نوشاننده، خریدار و فروشنده و خلاصه تمامی كسانی كه در بساط این منكر شریك اند را لعنت می نماید.»(3)
حال این سؤال مطرح می شود كه قرآن كه بعضی از روش های اعراب قبل از اسلام را تأیید می كند و یا بسیاری از امور را كه برای جسم و روح ضررهایی دارد در حد مكروه نهی می كند چگونه است كه چنین تحریم سختی را برای این مسئله روا می دارد؟ انسان عصر نزول به یقین مضرات عمیق شراب را نمی دانسته و به بركت رشد علم و صنعت، بسیاری از این آثار ناگوار كشف شده است.
ارنست رنان مورخ فرانسوی در این باره می نویسد:
«دین اسلام پیروان خویش را از بلاهای چندی از جمله شراب و خوك و لعاب دهان سگ نجات داده است.»(4)
بنابراین یكی از قوی ترین جنبه های اعجاز علمی قرآن تحریم شراب است كه بشر صدها سال از مضرات آن آگاه نبوده است كه اكنون بطور گذرا و در حد اجمال به بخشی از آن ها كه اثبات كننده مدعا باشد اشاره می كنیم:
شراب عقل را زایل می كند و آدمی را از حوزه انسانیت خارج می سازد. در حوزه مسایل اجتماعی، روحیه جرم و جنایت را دامن می زند و زمینه تصادفات، قتل ها و خودكشی را فراهم می سازد كه آمارهای منتشره مؤسسات تحقیقاتی غربی گواه این مدعا است.(5)
زیان های اقتصادی كه از سوی مشكلات و دردهای جسمی حاصل از الكلیزم بر فرد و جامعه وارد می شود بخشی دیگر از آثار الكل است علاوه بر آن، ضررهای معنوی شرابخواری نیز قابل توجه است. دوری از معنویت و اخلاق انسانی كه به از هم گسیختگی بنیان خانواده و روابط عاطفی والدین و فرزندان می گردد بخشی دیگر از این مسئله است
اما آنچه پزشكان اسلامی و غیراسلامی بر روی آن متمركز شدند آثار زیانبار الكل از نظر علم پزشكی است كه به تفصیل حقایقی را در این زمینه مطرح كرده اند و ما فهرست وار به آن اشاره می كنیم:
الكل و شراب بطور شگفت انگیزی بر مغز و اعصاب تأثیر می گذارد و باعث اختلال در كار آن ها و التهاب بخش های مختلف آن می گردد. علاوه بر اعصاب، بیماری های گوارشی چندی از قبیل خراش غشاهای مخاطی دهان و حلق، التهاب مری، سرطان مری، التهاب حاد معده و سرطان آن، التهاب لوزالمعده، تأثیر مستقیم بر كبد و ایجاد اختلال در جذب مواد غذایی در روده ها، از جمله آثار زیانبار دیگری در بخشی گوارشی بدن است.
الكل فعالیت های جنسی را تحت تأثیر قرارمی دهد و اختلال هایی در روند جنسی و اعضای تناسلی بوجود می آورد. نقش الكل در ایجاد سرطان نیز از موارد دیگر آثار زیان بار این پدیده شوم است.
در تحقیقی كه توسط دكتر «لورمی» به عمل آمده است مشخص گردیده كه 51بیمار از 58بیمار مبتلا به سرطان لوزه، زبان و حنجره از معتادان به الكل بوده اند.(6) شراب همچنین تأثیر عمیقی بر فرزندانی می گذارد كه والدین آن ها معتاد بوده اند.
یكی از پزشكان آلمان ثابت كرده كه تأثیر الكل تا سه نسل به طور حتمی باقی است به شرط این كه این سه نسل الكلی نباشد.(7)
آنچه گفته شد فقط بخشی از آثار زیانبار كشف شده الكل و نشان دهنده اعجاز حكم كوتاه قرآن در تحریم شراب است.
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
اگر شرابخوار به خواستگارى آمد نباید او را پذیرفت ، چون صلاحیت ازدواج ندارد، سخنانش را نباید تصدیق نمود، هرگاه براى كسى واسطه شود نباید او را قبول نمود. و نمى توان به او اعتماد كرد، هر كس به شرابخوار امانتى بسپارد چنانچه از بین برود، خداوند به صاحب امانت پاداشى نمى دهد و امانت از دست رفته او را جبران نمى كند.
سپس فرمود: مایل بودم شخصى را سرمایه بدهم براى تجارت به كشور یمن برود، خدمت پدرم حضرت امام باقر علیه السلام رسیدم و عرض كردم :
مى خواهم به فلانى براى تجارت سرمایه بدهم ، نظر شما چیست ؟ صلاح است یا نه ؟
فرمود:
مگر نمى دانى او شراب مى خورد؟
گفتم :
از بعضى از مؤ منین شنیده ام مى گویند او شراب مى خورد.
فرمود: سخنان آنان را تصدیق كن ! چون خداوند درباره پیامبر مى فرماید: پیغمبر به خدا ایمان دارد و مؤ منین را تصدیق مى نماید، بنابراین شما باید مؤ منین را تصدیق كنى .
آنگاه فرمود:
اگر سرمایه را در اختیار او بگذارى ، سرمایه نابود شود و از بین برود خدا تو را نه اجر مى دهد و نه امانتت را جبران مى كند.
گفتم :
براى چه ؟
فرمود: خداوند مى فرماید:
لا تؤ توا السفهاء اموالكم التى جعل الله لكم قیاما (48)
اموالى را كه خداوند آن را مایه زندگیتان قرار داده به نادانان ندهید.
آیا نادانتر از شرابخوار وجود دارد؟
پس از آن فرمود:
بنده تا شراب نخورده همیشه در پناه خدا است و در سایه لطف او اسرارش پرده پوش مى شود.
هنگامى كه شراب خورد سرش را فاش مى كند و او را در پناه خود نگه نمى دارد.
در این صورت گوش ، چشم ، دست و پاى چنین شخص ، هر كدام شیطان است او را به سوى هر زشتى مى برد و از هر خوبى باز مى دارد
سند:بحار، ج 103، ص 84.
.........................................................................
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿173﴾
[خداوند] تنها مردار و خون و گوشتخوك و آنچه را كه [هنگام سر بریدن] نام غیر خدا بر آن برده شده بر شما حرام گردانیده است [ولى] كسى كه [براى حفظ جان خود به خوردن آنها] ناچار شود در صورتى كه ستمگر و متجاوز نباشد بر او گناهى نیست زیرا خدا آمرزنده و مهربان است (173)
سوره :البقره
چرا قرآن گوشت خوك را حرام شمرده است؟
پاسخ:
قرآن كریم، انواع غذاها را كه برای جسم و روح انسان مفید بوده و ذائقهی او را نیز ارضاء كرده حلال شمرده است، و از طرفی انسان را از خوردن غذاهای مضر و پلید نهی میكند.
ممنوعیت از غذاهای غیربهداشتی و تنفرآمیز یكی از خدمات دین الهی به بشریت است، زیرا در شرایطی كه میكروب كشف نشده بود و اثرات غذاهای پلید در بوجود آوردن بیماریها روشن نبود، آنها را ممنوع اعلام كرده و این خدمت بزرگی در جهت سلامتی انسانها میباشد.
یكی از حیوانهایی كه مصرف گوشت آن در فهرست غذاهای حرام قرار گرفته است گوشت خوك میباشد كه در قرآن از آن به «لحم خنزیر» یاد شده است:
«إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ...»؛1
خدا، تنها (خوردن) مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را كه به هنگام سربریدن نام غیرخدا بران بانگ زده شده حرام كرده است.»
كه مضمون این آیه، در چهار سورهی قرآن آمده است و علت تاكید قرآن بر این مطلب، همان اهمیت موضوع و خطرات جسمی و روحی مصرف گوشت خوك و نیز آلودگی جامعهی بشری به آن است به طوری كه هنوز در برخی كشورهای جهان به ویژه اروپا و آمریكا گوشت خوك جزء غذاهای رسمی آنها قرار دارد.
حال می خواهم به حكمت حرام شمردن گوشت خوك بپردازیم :
برخی صاحب نظران در مورد حرمت گوشت خوك به برخی از حكمتهای
قرآن اشاره كردهاند كه بعضی از آن موارد را در اینجا میآوریم و برای آگاهی
بیشتر از این موضوع منابعی را جهت مطالعه معرفی میكنیم:
در مورد فلسفهی حرمت گوشت خوك از دو جهت میتوان سخن گفت:
الف. تأثیرات روحی و روانی گوشت خوك:
خوك حتی نزد اروپائیان كه از گوشت آن میخورند سمبل بیغیرتی است و
حیوانی كثیف است. خوك در امور جنسی فوق العاده بیتفاوت و لا أبالی
است و علاوه بر تأثیر غذا در روحیات كه از نظر علمی ثابت شده است، تاثیر
این غذا در خصوص لاأبالی گری در مسائل جنسی مشهود است.2
یكی از نویسندگان مینویسد: خوك غیرت ناموسی ندارد و جفت خود را در
معرض خوكهای نر دیگر قرار میدهد و حتی از این كار لذت هم میبرد، كه
این صفات در گوشتش هم تاثیراتی دارد از این جهت اشخاصی كه از آن
تغذیه میكند همان صفات و اخلاق رذیله را پیدا میكنند.3
ب. ضررهای بهداشتی و بیماریهایی كه توسط خوك به انسان منتقل
میشود:
برخی بیماریها هستند كه از جمله عوامل ابتلای به آنها گوشت خوك است
و استفاده از گوشت خوك در ایجاد آنها موثر است:
1.اسهال خونی؛
2.یرقان عفونی؛
3. انتامیب هیستولتیك، كه انسان را به اسهال آمیبی مبتلا مینماید؛
4. بیماری شبه باد سرخ كه در انسان به صورت لكههای سرخ و دردناك توأم با سوزش شدید روی دستها ظاهر میشود؛
تصلب مشرایین ـ دردهای مفصلی و مسمومیتها و علت آن میزان زیاد چربی و اسیداوریك موجود در گوشت خوك میباشد
5. خوك از خوردن چیزهای پلید حتی مدفوع خودش باكی ندارد لذا معدهاش لانة اقسام میكروبهاست كه به گوشت و خون و شیرش هم سرایت میكند
اما برخی بیماریها تنها علت آن، خوردن گوشت خوك است از جمله:
1. «كرم كدوی خوك» كه درعضلات و مغز خوك یافت میشود كه انسان را دچارنارسائیهایی در دستگاه گوارش میكند.
2.«تری شینوز» این نیز كرم دیگری است كه باعث خراشیدن و التهاب جداره امعاء و پیدایش جوشها و دملهای پراكنده در تمام بدن و درد شدید عضلانی و سختی تنفس و ناتوانی در سخن گفتن و جویدن غذا و ... میشود كه تا به حال درمانی برایش پیدا نشده است
3.استفاده از گوشت خوك، به علت ثقیل الهضم بودن معده را به زحمت میاندازد.
ناگفته نماند كه در كشورهای اسلامی در اثر مبارزهی جدی اسلام، گوشت
این حیوان مصرف نمیشود و لذا پیامدهای آن نیز كمتر به چشم میآید، اما
در كشورهای غربی (اروپا، آمریكا) این ممنوعیت اعمال نمیشود ولی با این
حال بسیاری از مردم از مصرف آن دوری میگزینند؛ حتی در برخی از
كشورها مثل برخی قسمتهای روسیه در اثر شیوع بیماریهای مربوط به
گوشت خوك (كرم تركین یا ترشین) مصرف گوشت آن را ممنوع اعلام كردهاند
8 و همچنین بیماری كرم كدوی خوك به صورت گسترده در جهان منتشر
شده و در كشورهای اسلامی كه گوشت خوك مصرف نمیكنند به ندرت
دیده میشود.
نتیجه :
حكمت تحریم گوشت خوك را میتوان پیشگیری از زیان مترتب بر گوشت
خوك شمرد ولی این ضررهای بهداشتی و اخلاقی فقط میتواند به عنوان
فلسفه و حكمت این حكم مطرح شود ـ نه علت انحصاری آن ـ و هنوز باید
منتظر كشفیات جدید علمی در این باره باشیم.پس حرامها و حلالهای
خداوند دارای مصلحتها و حكمتهایی است كه با پیشرفت علوم بدانها
بیشتر پی میبریم. به عبارت دیگر قرآن به برخی نكات اشاره میكند كه
علوم پزشكی و عقل آدمیان درصدر اسلم آنها را كشف نكرده بود كه نمونهی
آن همین تحریم گوشت خوك است كه برخی از مضرات و حكمتهای آن
اشاره شد.
برگرفته از سایت
http://www.askquran.ir
منابع جهت مطالعه بیشتر:
- تفاسیر قرآن ذیل آیههای یاد شده از جمله نمونه، ج 1، ص 586.
- پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دكتر محمدعلی رضایی اصفهانی.
- طب در قرآن، دكتر عبدالحمید دیاب و دكتر احمد قرقوز.
- اسلام پزشك بیدارو، احمد امین شیرازی.
- آموزههای تندرستی در قرآن، حسن رضا رضایی.
- بقره / 173، مائده / 3، انعام / 145، نحل / 115.
- تفسیر نمونه، ج 1، ص 586.
فلسفة احكام، احمد اهتمام، ص 162، به نقل از پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دكتر محمدعلی رضاییاصفهانی، ص 321، ج 2.
- طب در قرآن، دكتر عبدالحمید دیاب و دكتر قرقوز، ص 146 ـ 147.
- فلسفة احكام، ص 161 ـ 162.
- طب در قرآن.
- همان.
منبع: اثبات اعجاز علمی قرآن کریم
http://islam-pdf.persiangig.ir

















